zwiefältig

Aussprache: /ˈtsviːfɛltɪç/
Worttrennung: zwie·fäl·tig
صفت

دو برابر، دوگانه، دو وجهی

Bedeutungen

1

دارای دو بخش، دو جنبه یا دو برابر بودن.

  • Die Situation ist zwiefältig und schwer zu beurteilen.وضعیت دو وجهی است و قضاوت درباره آن دشوار است.
  • Er hat eine zwiefältige Meinung zu dem Vorschlag.او نظر دوگانه‌ای در مورد این پیشنهاد دارد.
  • Die zwiefältige Bedeutung des Wortes kann zu Missverständnissen führen.معنای دوگانه این کلمه می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.