zuzwinkern
چشمک زدن (به کسی)
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
با یک چشم به کسی اشاره کردن، پیامی رساندن یا نشانهای از شوخی، موافقت یا علاقه نشان دادن.
- Er zwinkerte ihr heimlich zu, als der Lehrer nicht hinsah.وقتی معلم نگاه نمیکرد، او مخفیانه به او چشمک زد.
- Sie zwinkerte dem Kellner zu, um ihm zu signalisieren, dass sie zufrieden war.او به پیشخدمت چشمک زد تا به او بفهماند که راضی است.