zwischenfinanzieren
تأمین مالی موقت کردن، وام موقت دادن/گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zwischenfinanzieren)
تأمین مالی یک پروژه یا خرید برای یک دوره کوتاه تا زمانی که تأمین مالی اصلی (مثلاً وام بلندمدت) فراهم شود؛ تأمین مالی پل زدن.
- Die Bank wird das Projekt für sechs Monate zwischenfinanzieren.بانک پروژه را برای شش ماه به طور موقت تأمین مالی خواهد کرد.
- Wir brauchen eine Zwischenfinanzierung, bis die Investoren ihr Geld überweisen.ما به یک تأمین مالی موقت نیاز داریم تا زمانی که سرمایهگذاران پول خود را واریز کنند.