zwischenlagern

Aussprache: /ˈt͡svɪʃn̩ˌlaːɡɐn/
Worttrennung: zwi·schen·la·gern
فعل

نگهداری موقت کردن، انبار کردن موقت

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zwischenlagern)

کالاها یا مواد را برای مدت معینی در مکانی نگهداری کردن قبل از پردازش یا انتقال نهایی

  • Die Waren werden vor dem Versand zwischengelagert.کالاها قبل از ارسال به صورت موقت انبار می‌شوند.
  • Wir müssen die Rohstoffe in einem Kühlhaus zwischenlagern.ما باید مواد اولیه را در یک سردخانه به طور موقت نگهداری کنیم.