zwischenlanden
توقف کوتاه در مسیر (هواپیما)، فرود آمدن در مسیر
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در طول یک پرواز، در یک مکان میانی برای مدت کوتاهی فرود آمدن.
- Unser Flugzeug musste wegen schlechten Wetters zwischenlanden.هواپیمای ما مجبور شد به دلیل هوای نامساعد در مسیر فرود بیاید.
- Wir werden in Istanbul zwischenlanden, bevor wir nach Tokio weiterfliegen.ما قبل از پرواز به توکیو، در استانبول توقف کوتاهی خواهیم داشت.