zwischenparken
نگهداری موقت، پارک کردن موقت
Beispiele
- Warum ''parkst'' du das Geld nicht auf einem Tagesgeldkonto ''zwischen?چرا پول را در یک حساب کوتاهمدت موقتاً نگهداری نمیکنی؟
- Kann ich die Kinder bei euch ''zwischenparken?'' Ich hole sie in einer Stunde wieder ab.میتوانم بچهها را پیش شما موقتاً بگذارم؟ یک ساعت دیگر برمیگردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
وسیله نقلیه یا شیئی را برای مدت کوتاهی در مکانی قرار دادن قبل از انتقال به مقصد نهایی
- Wir müssen das Auto kurz zwischenparken, bevor wir den Schlüssel holen.ما باید ماشین را برای مدت کوتاهی پارک کنیم قبل از اینکه کلید را بگیریم.
- Die Möbel wurden im Lager zwischengeparkt, bis die neue Wohnung fertig war.اثاثیه به طور موقت در انبار نگهداری شدند تا زمانی که آپارتمان جدید آماده شود.