zwischenspeichern
ذخیره موقت کردن، به طور موقت ذخیره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور موقت ذخیره کردن، بافر کردن، کش کردن
- Der Computer speichert die Daten zwischen, bevor er sie verarbeitet.کامپیوتر دادهها را قبل از پردازش به طور موقت ذخیره میکند.
- Du solltest deine Arbeit regelmäßig zwischenspeichern, um Datenverlust zu vermeiden.باید کار خود را به طور منظم ذخیره موقت کنی تا از از دست رفتن اطلاعات جلوگیری شود.